من نمیخام مثه همه که میان از این مینویسن که خیلی ناراحتن از تموم شدن ُ دلشون تنگ میشه و اینا ُ .. کلا نمیخام از این چیزا بگم ! :)

بیاید از خاطراتمون بگیــم ... که یه روزی وقتی  این پستو خوندیـم یادشون بیفتیم .. حتی اگه فراموش شده باشن .. :) نه اینکه یاد غمامون بیفتیم .. هـــوم ؟!

... روز 3 مهــر 90 .. ما با مقنعه آبی نفتی وارد مدرسـه شدیم .. : )

کلی ذوق داشتیم ..

اومدیم ُ به لیست کلاسا نگا کردیم .. ما ( 1/3 سال اول ) رفتیم 2.7 ! خوب اولش با روشی ُ ستاره کلی راه رفتیم ..

وقتی که تو 2.7 رفتم همه م3 بچه های خوب سر جاشون نشسته بودن ! کل خاطرات 1.3 تداعی شد تو ذهنـم !

حس خوبی بود .. اینکه با کلاسی که واقعا دوسش داشتم باشم ! : )

روزای اول میگذشت .. ما همچنان شاد بودیم !

کلاس زبانمون ! 2.6 ! :دی منو روشی کنار هم ( نکته برداری ممنوع ) ، نگین و کیمیا و آیسا هم جلومون ! :دی

خیــلی خوب بود !

لکچرمون .. وااااای .. نگین اومد وسط اتاق هوشمند Tonight انریکه ـرو خوند ، کیمیا رقصید ، آیسا و روشی داور بودن ، منم مجری ! : ))

وای عالی بود اصـن .. حمیدی ترکید از خنــده .. وای روشی ! بلد نبود داوری کنه ! بعد آیسا در گوشش میگف ، روشی با یکم مِن و مِن میگفتشون ! : ))

Dispicable Me .. چقدر سر این فیلم روشی کشــت خودشو :دی من و مژده کنفرانس جغرافی داشتیم ، داشتیم خر میزدیم ، بعد روشی واس منم کلمه مینوشت .. :دی چقدر منو زد بعدش .. :دی

چقدر پیچوندیـم زنگای زبانو ! جالب اینه که مثلا اگه به بهانه ی فرهنگی میپیچوندیم کار نمیکردیم .. :-"

یه بار منو روشی پیچوندیـم با هم اومدیم دم بوفه ی تو حیاط .. هر چی سس بود پامونو گذاشتیم روش و ترکیـد .. :-"

از اون به بعد هر جا سس میدیدیم : ســــــــــــوت میشدیم :-"

وای .. وقتی که حالمون بد بود و میخاستیم بریم گم و گور شیم ، میگفتیم : We Love U ! بعد حمیدی میگفت : I Hate U !

ما کلن پشیمون میشدیم .. :-"

.. زنگای شیــرزدی .. تعداد دفعاتی که میخاس اینازو بیـرون کنه از دسم در رفته .. :-"

هنــدسه .. فک کنم من فقط ترم اولو جزوه دارم .. !

جلسه اول یه جسم بزرگی اومد تو کلاس :-" ..

بعد فهمیدیم این معلم هندسه ـس !

یادم نمیره که چقــدر چیز میز پرت کردیم بش ..

و نفهمید ! یه بار منو پگاه یه نامه بلند بالای عاشقانه نوشتیم .. پرت کردیم سمتش .. :-" افتاد رو میز سارا و اسما ! بعد اونا پرت کردن جلو پاش .. و در کمال ناباوری بازم نفهمیـد ! :-"

کلاس جبرانی ـایی که میذاشت و من و پگاه نمیرفتیم سرشون .. خیــلی خوب بود ! تنها 2.7 ایایی که توحیاط بودن ما بودیـم ! :-"

مسابقه ی پرتاب گچ .. ! وای .. اصن عــالی بود ! گچ ـم به هم پرت میکردیم نمیفهمیـد .. :-"

زیــست .. !

بچه ها یادتونه پلاک ماشین رزاقیو نوشته بودین پای تخته بعد وقتی اومد :دی مایال به :-دبلیو شد ؟ :-""

میخاس بزنه ما رو رسما .. :-"

آزمایشگاه رو یادته پگاه ؟ :-" آزمایش + گا ! :-"

یا اون آزمایش نای رو یادته چقـــدر بحث کردیم سرش ؟ :-""

تاریـخ .. !

اول یاد سلطان ملک شاه میفتم اسمشو که میارم .. :-"

یه روز کیانیان داشت درس سلطان ملکشاه ( نمیدونم ماله کدوم سلسله بود :-" ) ـرو میداد ، بعد من اصن حالیم نبود بحث سره چیه .. ! داشتم آهنگ گوش میدادم .. :دی بعد یهو یه چیزی شندیم خاستم یه چیز بگم ، گفتم من چقدر این سلطان ملکشاه  ُ دوس دارم .. :دی

کیانیان : باش رابطه داری ؟:اُ

- ( نشنیدم چی گف ) ولی گفتم : آره آره ! :-جی

- چه نوع ارتباطی ؟ /:)

- هیچی خانوم هیچی ! ( تازه وارد بحث شدم :دی )

یه بارم داش راجب عمر حرف میزد .. کلا اون مسائل بد بد ـرو باز کرد ُ ما فهمیدیم عمر نتیجه دختر و پدره .. :)) :-اسـ

وای .. بچه ها یادتونه ما "فقط" سر کلاس کیانیان جیکمون در نمیومد ؟ :دی

کــارسوق .. ! : ×××

اولین روزی که اجتماعی داشتیم اولین روز مدرسه بود .. بعد وقتی کارسوقو گف امیر جاملویی ، ما یهویی خیلی جدی گرفتیمش و عین ( دور از جون ، بالانسبت :دی ) خر کار کردیم .. :-"

زهرا ( موسوی ! ) یادته بساط دکورو ؟ :-""

من با رنگ کردنم ریدم توش .. :-"

 untitled.png

تولیدو یادتونه ؟؟ من چقــدر از این معلم زاده ( انتر زاده در واقع :-" ) وقت گرفتم ! ینی ما یه زنگ ـم سرش نبودیم تا حالاو :)) ..

یادتونه ریدم به پیکسلا ؟ :دی

مثکه من کلا میرینم !! :-"

کاریکاتور منو یادتونه تو دکور کارسوق ؟ مبینا یادم نمیره چقدر فداکاری کردی و یه بسته آدامسو به خاطر ارتودنسی ـای من جوییدی ! :))

کافی شاپ ! اصلا یادم نمیره که مانتوی من سر رنگ کردن دکور کافی شاپ نارنجی شد .. :-دبلیو

هنوز باور نمیکنم کافی شاپمون امتیاز کامل گرف .. :-""

کلیپ تبلیغاتی .. =)))))

تنها اسمایلی که میتونه توصیفش کنه =)))) ـه ! 

قیافه منو استتار باید میکرد یکی .. :-" خدایی ما هر چیمونم خوب بود کلیپ تبلیغاتیمون افتضاح بود .. =))

روز کارسوق .. من باید میرفتم تو جعبه ـهه ،که ATM مصنوعی نباشه .. بعد یه ذره دوست عزیزمون تو اندازه گیری جعبه اشتباه کرده بود گویا .. :-"

از کارسوق خیــــلی خاطره دارم .. ولی الآن اصن یادم نمیا .. :-"

روز اعلام نتایج .. ینی من "فقط" همونو کم داشتم که ریده بشه به بهارانه ـم که شد .. :| .. اون روز مزخرفترین روز سال دومم بود ینی !

تو نمازخونه بودیم .. کل 2.7 دستامونو محکم گرفته بودیم ! دس سحر از همه بیشتر میلرزید ... همه منتظر بودن ببینن برنده 2.7 میشه یا 2.3 ..

وقتی گف 2.3 .. ما وا رفتیم !

ولی دیگه بیاید راجبش حرف نزنیم ! :)

کنفرانس ارتباط فرازنگانی .. =))

بچه ها از قهر بودن من و ستاره سو استفاده کردن و نمایش مارو اجرا کردن .. :-الـ

یادتونه ادای منو در آوردین بعد من هندزفری تو گوشم بود حالیم نشد ؟ =))

هـــــعی ..

"سلام خانوم امیر جاملویی " ـا رو یادتونه ؟ :دی

خب یادتون نره :دی

ورزش ..

والیبال به سبک ۲.۷ رو یادتونه ؟ بهترین والیبالی که تا حالا بازی کردم والیبال به سبک ۲.۷ ـه ! :)

کل بسکتیا و والیبالیا میریختن تو زمین ، اول سر توپ دعوا میکردیم ، یعد خز بازی در میاوردیم ( اینا مراسم تشریفاتیشه :دی ) بعد عین خر بازی میکردیم ... :-""

یادتونه یه بار توپ والیو پرت کردم نزدیک بود بخوره به سر شیرزادی ؟ :دی

نسیسا .. ! دیگه دوستان بحث این یکی ُ باز نمیکنم :دی

حساب .. ! :دی

سحر .. یادته یه بار با هم افتادیم امتحان گروهیو ؟ :دی 

ریدیم اون امتحانو :دی

بچه ها یادتونه یه بار رحمانیان بهمون وقت کارسوق داد ؟ چــقدر ذوق کردیم اون موقع .. ! :)

یادتونه رحمانیان روز معلم بهمون بستنی داد ؟ :دی

جغرافی ..

چقدر زور زدیم نتایجو از زیر زبون سهرابی بکشیم بیرون ..

پگاه ! ثمین ! یادتونه یه بار سهرابی داشت لیستو میخوند ، بعد گف پگاه ، ( در این لحظه پگاه به دلش بد افتاد!) بعد گف ثمین ، جفتشون مردن اون لحظه ! مجبورشون کرد با هم کنفرانس بدن :دی

سهرابی ـم مجبورشون کرد هندونه بیارن :دی

آشتی کنون از این بی مزه تر ؟:دی

ادبیات !

ای وای .. هر وقت یاد کنفرانس شاهناممون میفتم =)) میشم !

یه چیزی بود توش .. بعد من داشتم میخوندم :-"

نوشته بود : ک.و.س

من یه چیز دیگه خونــدم ! =))

مژده یادته اولین کنفرانس ما بودیم ؟ :دی

فعالترین فرد شاهنامه من بودم با 3 تا کنفرانس :دی الآن خاستم بگم فعالم :دی

یه بار مولایی داشت هم خانواده های یه کلمه ایو میگف ، بعد همیشه خود کلمه هه ـم میگف ، من گفتم :

سوال فنی ! خانوم مگه خود کلمه ـم هم خانواده خودشه ؟

واقعا نمیدونم چرا پرسیدما ! ولی کلاس ترکید :دی

از اون به بعد مضحکه (املا؟!) شدم سر این موضوع :دی

شب شعــر .. فوق العاده ترین خاطره کلاس ادبیات بود .. : )

مولایی گفتش که بهترین شب شعر ـه بین کلاسا .. : )

دوستان اگه کسی عکسی از شب شعر داره میل کنه که بذارم .. : )

انشا ..

کل هفته ـرو همیشه واسه این زنگ صبر میکردیم ..

خانوم پاکزاد ! :×××××××××××××

یادتونه واسش تولد گرفتیم ؟!

یادتونه ؟! چقــدر خوش گذش ..

 untitled2.png

انشای دیوار صبارو یادتونه ؟ یادتونه حتی اونایی ـم که تو این کارا نبودن زار زدن ؟

انشای شال گردنو یادتونه !؟

یادتونه هممون میومدیم میشستیم پایین تخته ؟8->

انقــدر از این زنگ خاطره داریم که نوشتنش کلی وقت میخاد ..

 

بچه ها ... یادتونه والیبال قهرمان شدیم ؟:دی

یادتونه با کل ۲.۷ ریختیم وسط زمین بسکت ؟:دی

بچه های والیبال .. شما رو که عمرا فراموش کنم !

نسیم .. یادته شال ابی ـرو ؟:دی

یادته چقدر سر منطقه ها حرصت دادم ؟

بچه ها عکسای یادگاری روی داربستو یادتونه ؟!

بازی گوش کردنا .. دست سوت جیغ بیا ها .. رادیو ! غیرتی شدنا .. بو قایم :)) ..

گیلدا - پوریا

من - کلشون!

نسیم-کلشون!

مهشید-بو قایم :دی

هانیه - معروف !

تینا - معروف-غفور !

ستی - نادی!

دیگه یادم نمیا :دی

بچه ها تست حجاب رو یادتون نره .. :دی

یادتون نره با هم دور قهرمانی میزدیم .. :دی

هیچکدومو یادتون نره ها .. خب؟!
یادتون نره مراسم سنتی کندن تور والی  رو !:))

+ تولد من ! ۲۶ مهر امسال .. روزی بود که خسروی صبش اومد سر صف گف سوما تدارکات نمیشن !

یادتونه ؟

فرزانه اینا ! مــرسی :)* تولدم خوب بود ! تو دستشویی ـم یه مدلشه :دی

+ حلقه ها .. حلقه های امسال عـــــالی بود .. : ایکـــس

+ آفتاب .. قهوه خونه ! یاسمن .. خیلی اذیتت کردم :(

چقــدر خوش گذشتا .. من و شوهرم تنها دومای تدارکات بودیم .. ما بهترین زوج دنیاییم :>>>

حلقه افتتاحیه .. :ایکــس

کیمیا .. من همچنان سفارش تورو نگرفتم :دی

رعنا .. آب نبات چوبی :-ایکــــــس

محدثه یادته چقـدر اومدم وسط لوگو نشستم ؟ :-""

والیبال بازی کردنای قاچاقی ُ یادتونه ؟:دی

+ ۲۱ فروردین ۹۱ .. ۸->>>


+ این تیکه مربوط به ۲.۷ ایاس .. میتونین نخونین !

موژان : مهربون ترین فرد کلاس ! :) - اسمشو که میگم یاد گچ بازیاش میفتم ! :)

شیـدا : ساکت ترین فرد :) تو این ۲ سال تا حالا صداشو نشنیدم ! :)

ماندانا : یاد نمره های 20 عربیش میفتم :-"

پردیس : پدر ریس :-" ، علامه دهل ! (املا؟!) :))

سحـر : استعداد خاصی تو نقاشی و درست کردن پیکسل داره ، عشق لئو مسی ! سحر آندرس مسی ! :دی

درسـا : با اون عشق 26 ساله مخفیش :))

ثمـین : کنگ فو کار ثمین :-" ، خیلی انسان منظمیه !

صـبا : انشاهاش فوق العادس ، خیلی شبیه بازیگرا زندگی میکنه  !

آیناز : یکی از مدیر عاملای کارسوق :-" ، فردی که شیرزادی ازش متنفره :-" و ارادت خاصی بهش داره ! ، زور کلاس :دی

مهتاب : ملکه زیبایی ! هی به موهاش ور میره ! :دی

سارا (ص) : همش اس میده سر کلاس ! :دی

آوین : شخصیت بچگانه و قشنگی داره :دی

کیمیا : خیلی نقاشی میکشه ! میبینمش یاد ماژیک میفتم ! :دی

هدیـه : همستر :دی ، خیلی درس خونه کلا :دی

شیـرین : فرد مورد علاقه یونسی .. :دی

اسمـا : مدیر عمل کارسوق :× ، یک قرد بسیار مهربون ، زن کاکا  ! :دی

سارا ( م) : یاد شونه کردنش میفتم :)) ، یاد اینکه همیشه میگف من "باید" سومین نفر برسم سر کلاس ! :دی

پـگاه : عاشق جنیفر  ! دختر من :××× ، بغل دستی ـم :دی ، یک فرد بسیار آینده نگر : ))) ، مهربون !

خودم : اینو خودتون پر کنین برام !

کیانا : دختر اراکی :-" ، عاشق شهریاریه ! ، موهاشم اصن شونه نمیزنه ! ، اعتقادات خودشو داره :دی

آیسان : شعر ترکیاش عـــالیه ! :)) ، قد بلندترین فرد کلاس :دی

نگیــن : ساس :دی 

مژده : یه زمانی بغل دستی ـم بود ! ، ملکه زیبایی ! سرش تو اینه ـس خیلی :-"

فاطمه : خیلی فرد ساکتیه ! :دی ، مهربون !

نستــرن : خرخون .. خرخون .. و باز هم خرخون !8-||

شمیــم : کوتاه ترین فرد کلاس :دی ، یاد بی تربیت گفتناش میفتم !

زهـرا : مدیر تدارکات کارسوق :دی ، یه فرد پرسپولیسی غیرتی !

مبیـنا : خرخون ، خرخون  و باز هم خوخون !

صبا ( بخشی !) : نمـره ، نمــره و باز هم نمــره ! :دی

پریــا : پدر پریا :)) ، خرماهاش .. عزیزم .. رف انگلیس ! 6 ماهه ندیدیمش :(


.. مــمم .. روزای بارونیو برفیو یادتونه ملّت ؟!

من بدون کاپشن میومدم تو حیاط و با هم میپریدیم تو چاله های آب :-"

والیبال تو هوای برفیو یادتونه ؟! 8->>>

بچه ها یادتونه بعد از اردوی کارسوق صبح روز بعدش sleePng parT داشتیم ؟!
و آقابزرگی با لگد بیدارمون کرد ؟ :-""

فوتبال به سبک 2.7 ُ یادتونه ؟:)):×××

یادتونه صدای بلند منو ؟ :دیی

-سلام خانوم شیـرزادی ! :))

دومیــنو رو یادتونه ؟

سارا(ص) ! یادته ما پیتزا میخوردیم بعد ایناز و پگاه موهاشونو میکندن ؟

دوستان چشمک بازی کردنارو یادتونه ؟

:)

پگاه .. بالا سایتو یادته ؟! 8->>

ریحانه .. یادته یه بار گوشیمو گرفتن بعد منو تو و نگار از میادین محو شدیم ؟:-"

ریحانه ـم :*******

یادتونه بچه ها یه بار تو انباری قایم شدیم بعد موش بالا سرمون بود ؟ :-":-"

یادتونه چقدر دعا کردیم شیرزادی حامله شه بره ؟:-"

والیباال گوسفندی ُ یادته ریحون ؟:-"

یادته پگاه ؟ یه بار شجاعیو واسه کارای تبلیغات جیم زدیم بعد اومدیم با 2.3 ایا والیبال بازی کردیم بعد اسما خفتمون کرد ؟ :))

پگاه یادته یه بار قرص خورده بودی بعد زدم تو ذوقت کلی ؟ :دی

خوب دوستان ! من دیگه از این بعد هر چی یادم اومد دوباره ویرایش میکنم :دی

چون دیدم مثکه این پست تموم نمیشه :دی

+ مــامــان .. زهــرا >:دی< تورم فراموش نمیکنم ! :)

+ویرایش از یاد آوری ها :دی

یادته پگاه سر ادبیات برگه معنی کلمه تورو از زیر برگه من کشیدن بیرون ؟=))

ماندانا .. یادته میگفتیم زن دایی بت چقدر حرص میخوردی ؟=))

یادتونه پیجر که ربوده شده بود ما رحمانیان داشتیم بعد موقع گشتن کیفا گوشیارو ریختیم تو کیفش ؟:دی

بچه ها یادتونه شیرزادی داشت میگف که مشکی گرما رو جذب میکنه بعد من گفتم واسه همینه که ملّت مشکی میپوشن و محرمم تو زمشتونه ؟ =))