دو هفت سه.

Will you miss me when I'm gone? Like really gone? For good?

جدی.  

× But I chose silence. 

دو هفت دو.

من میترسم. من از نبودن یک هویی آدم ها میترسم. از اینکه اخرین باری باشه که باشون حرف میزنم میترسم. چه با قهر و دعوا و دوری، چه با نبودن واقعی.چند وقته که خیلی زیاد فک میکنم به این. که چرا قدر آدم هارو تا وقتی هستن نمیدونیم. مگه چقد طولانی ه همه چی. هیچ چیزی دووم نداره!تو یه چشم به هم زدن تمومه. برا همینه که دارم سعی میکنم قدر ادمارو بیشتر بدونم. بیشتر کسایی که دوسشون دارمو بلد کنم ، و از بودنشون لذت ببرم. چون کی میدونه که فردا چه خبره؟ :) کسایی که فکرشم نمیکردم که یه روز نباشن تو زندگیم ، نیستن الان.

دو هفت یک.

یه جایی م باید تموم کنم خوبی کردن به احمقا و نالایقارو.

×Everything has changed. EVERYTHIN'.