دو هشت چهار.
اتفاقاتی مشابه اون جهنم قبلی ای که خیلی وقت پیش توش بودم دوباره دارن بدتر از قبل برام تکرار میشن ، و گس وات ، حتی نمیتونم کاری در قبالش بکنم.
I should just sit and watch me and them burn. همین.
نمیدونم چرا حس کردم باید اینجا بنویسم :]
اتفاقاتی مشابه اون جهنم قبلی ای که خیلی وقت پیش توش بودم دوباره دارن بدتر از قبل برام تکرار میشن ، و گس وات ، حتی نمیتونم کاری در قبالش بکنم.
I should just sit and watch me and them burn. همین.
نمیدونم چرا حس کردم باید اینجا بنویسم :]
تو این یک سال ، خیلی هدفامو بیشتر شناختم ، خیلی تو دوستی ها فراز و نشیب داشتم و خیلی چیزهای جدید دیگه ای رو تجربه کردم ، but I’m happy because it is turning me to who I am now.
این وسط چیزایی هم هست که هنوز figured out شون نکردم ، و چیزهای کوچیکی نیستن ، اما میدونم که لایف ویل گو آن و من از پس همه ش برمیام.
خلاصه که ؛ to make the long story short ، I am finding the real me and I’m happy. 😌😇
+کی هنوز میخونه اینجارو؟
يكي از حسرت هاي دبيرستانم خواهد بود قطعن.
نميدونم دارم اشتبا ميكنم نميرم شهرستان يا نه :)
خلاصه كه خيلي بده كه نيست اون حس ساده اي كه هميشه حس ش ميكردم.و خب خيلي خيلي گم شده برام.ميترسم حرف زدن يادم بره.:]
میگه که برید داد بزنید ، دعوا کنین ، عب نداره میگذره. :))
گایز. :))