دو هفت صفر. Well ..

یه مدت طولانی ه اونقد زیاد به هیچکس نزدیک نبودم. ینی شاید یه دیواری کشیده شده بین من و بقیه ، که حتی اینایی که اینورن هم دارن میرن بعضا. شایدم واقعا هیچکس ، حتی خودم ، امسال حوصله کوچیک ترین رفتارای بقیه رو نداره. انی وی. 

 

دو شیش نه.

هرکدوم از آدمای دورم دارن یه کاری میکنن که تدریحا داره بدم میاد ازشون. :)) ترسناکه که تهش از همه بدت بیاد نه؟

دو شیش هشت.

درسته حوصلتو ندارم و میخام یه امسال کمرنگت کنم ، ولی تو چته؟ :)) تورو دیگه چیکارت کردم؟ :))

دو شیش هفت.

I suddenly oppened my eyes, and there was -nothing- left. :)

What has happened? ...

دو شیش شیش.

یک شکاف بزرگی ایجاد شده بین هممون. از همون موقع که دغدغه هامون داشت عوض میشد ، ولی انقدر ظریف کار خودش رو انجام داد ایشون که الان دیگه نمیشناسه کسی کسی رو. و اینکه نفهمی این همه فاصله رو ناگهانی ، بدترین نوع کمرنگ شدنه.

ترسیدم. از اینکه این آدم هایی که در حال حاضر واسم یه دنیا می ارزن رو این جوری از دست بدم. احمقانه ست.