دو هفت شیش. زشت ترین پست وبلاگ یک کنکوری خسته.

نمیدونم تاثیرات کنکوره یا چی. ولی به کم تحمل ترین و بی اعصاب ترین ادم توی خونمون تبدیل شدم و از این متنفرم.نکنه کم کم هممونو عوض کنه این عوضی؟ :)) من چمه؟ :))

× بدترین وجه ش اینه که بی اعصاب بودنه در 'لحظه' آرومم میکنه.

من این ادم نبودم.

× یک حس جدیدی رو هم دارم تجربه میکنم. ترس از ناشناخته ها.ترس از قدم های بعدی.

× کی میخونه اینجارو؟ دوس دارم بدونم فقط. ^ 

دو هفت پنج.

بیاین حرف بزنین با من. توجه کنین بم.😒

× ینی من جای درستی وایسادم؟ نمیدونم. مهم اینه که تا جایی که نور میزنه و میبینم جلومو دارم نمیخورم زمین و بلند میشم. این نشونه ی خوبیه. :] 

امید داریم. :]

دو هفت چار

نمیدونم چرا. یه وقتا برمیگردم همین طوری ، بوتو حس میکنم. بعد میفهمم تو نبودی ..

معلومه که دلم تنگته. تو شبیه ترین و نزدیک ترین بودی.کسی هم حالا حالاها برام مثلت نمیشه. ولی نمیذارم که دلم تنگت شه. چون اونوقت خطرناک میشه. و من اون مرحله رو پشت سر گذاشتم.دان.