پایان دومای 90-91 .. : )

من نمیخام مثه همه که میان از این مینویسن که خیلی ناراحتن از تموم شدن ُ دلشون تنگ میشه و اینا ُ .. کلا نمیخام از این چیزا بگم ! :)

بیاید از خاطراتمون بگیــم ... که یه روزی وقتی  این پستو خوندیـم یادشون بیفتیم .. حتی اگه فراموش شده باشن .. :) نه اینکه یاد غمامون بیفتیم .. هـــوم ؟!

... روز 3 مهــر 90 .. ما با مقنعه آبی نفتی وارد مدرسـه شدیم .. : )

کلی ذوق داشتیم ..

اومدیم ُ به لیست کلاسا نگا کردیم .. ما ( 1/3 سال اول ) رفتیم 2.7 ! خوب اولش با روشی ُ ستاره کلی راه رفتیم ..

وقتی که تو 2.7 رفتم همه م3 بچه های خوب سر جاشون نشسته بودن ! کل خاطرات 1.3 تداعی شد تو ذهنـم !

حس خوبی بود .. اینکه با کلاسی که واقعا دوسش داشتم باشم ! : )

روزای اول میگذشت .. ما همچنان شاد بودیم !

کلاس زبانمون ! 2.6 ! :دی منو روشی کنار هم ( نکته برداری ممنوع ) ، نگین و کیمیا و آیسا هم جلومون ! :دی

خیــلی خوب بود !

لکچرمون .. وااااای .. نگین اومد وسط اتاق هوشمند Tonight انریکه ـرو خوند ، کیمیا رقصید ، آیسا و روشی داور بودن ، منم مجری ! : ))

وای عالی بود اصـن .. حمیدی ترکید از خنــده .. وای روشی ! بلد نبود داوری کنه ! بعد آیسا در گوشش میگف ، روشی با یکم مِن و مِن میگفتشون ! : ))

Dispicable Me .. چقدر سر این فیلم روشی کشــت خودشو :دی من و مژده کنفرانس جغرافی داشتیم ، داشتیم خر میزدیم ، بعد روشی واس منم کلمه مینوشت .. :دی چقدر منو زد بعدش .. :دی

چقدر پیچوندیـم زنگای زبانو ! جالب اینه که مثلا اگه به بهانه ی فرهنگی میپیچوندیم کار نمیکردیم .. :-"

یه بار منو روشی پیچوندیـم با هم اومدیم دم بوفه ی تو حیاط .. هر چی سس بود پامونو گذاشتیم روش و ترکیـد .. :-"

از اون به بعد هر جا سس میدیدیم : ســــــــــــوت میشدیم :-"

وای .. وقتی که حالمون بد بود و میخاستیم بریم گم و گور شیم ، میگفتیم : We Love U ! بعد حمیدی میگفت : I Hate U !

ما کلن پشیمون میشدیم .. :-"

.. زنگای شیــرزدی .. تعداد دفعاتی که میخاس اینازو بیـرون کنه از دسم در رفته .. :-"

هنــدسه .. فک کنم من فقط ترم اولو جزوه دارم .. !

جلسه اول یه جسم بزرگی اومد تو کلاس :-" ..

بعد فهمیدیم این معلم هندسه ـس !

یادم نمیره که چقــدر چیز میز پرت کردیم بش ..

و نفهمید ! یه بار منو پگاه یه نامه بلند بالای عاشقانه نوشتیم .. پرت کردیم سمتش .. :-" افتاد رو میز سارا و اسما ! بعد اونا پرت کردن جلو پاش .. و در کمال ناباوری بازم نفهمیـد ! :-"

کلاس جبرانی ـایی که میذاشت و من و پگاه نمیرفتیم سرشون .. خیــلی خوب بود ! تنها 2.7 ایایی که توحیاط بودن ما بودیـم ! :-"

مسابقه ی پرتاب گچ .. ! وای .. اصن عــالی بود ! گچ ـم به هم پرت میکردیم نمیفهمیـد .. :-"

زیــست .. !

بچه ها یادتونه پلاک ماشین رزاقیو نوشته بودین پای تخته بعد وقتی اومد :دی مایال به :-دبلیو شد ؟ :-""

میخاس بزنه ما رو رسما .. :-"

آزمایشگاه رو یادته پگاه ؟ :-" آزمایش + گا ! :-"

یا اون آزمایش نای رو یادته چقـــدر بحث کردیم سرش ؟ :-""

تاریـخ .. !

اول یاد سلطان ملک شاه میفتم اسمشو که میارم .. :-"

یه روز کیانیان داشت درس سلطان ملکشاه ( نمیدونم ماله کدوم سلسله بود :-" ) ـرو میداد ، بعد من اصن حالیم نبود بحث سره چیه .. ! داشتم آهنگ گوش میدادم .. :دی بعد یهو یه چیزی شندیم خاستم یه چیز بگم ، گفتم من چقدر این سلطان ملکشاه  ُ دوس دارم .. :دی

کیانیان : باش رابطه داری ؟:اُ

- ( نشنیدم چی گف ) ولی گفتم : آره آره ! :-جی

- چه نوع ارتباطی ؟ /:)

- هیچی خانوم هیچی ! ( تازه وارد بحث شدم :دی )

یه بارم داش راجب عمر حرف میزد .. کلا اون مسائل بد بد ـرو باز کرد ُ ما فهمیدیم عمر نتیجه دختر و پدره .. :)) :-اسـ

وای .. بچه ها یادتونه ما "فقط" سر کلاس کیانیان جیکمون در نمیومد ؟ :دی

کــارسوق .. ! : ×××

اولین روزی که اجتماعی داشتیم اولین روز مدرسه بود .. بعد وقتی کارسوقو گف امیر جاملویی ، ما یهویی خیلی جدی گرفتیمش و عین ( دور از جون ، بالانسبت :دی ) خر کار کردیم .. :-"

زهرا ( موسوی ! ) یادته بساط دکورو ؟ :-""

من با رنگ کردنم ریدم توش .. :-"

 untitled.png

تولیدو یادتونه ؟؟ من چقــدر از این معلم زاده ( انتر زاده در واقع :-" ) وقت گرفتم ! ینی ما یه زنگ ـم سرش نبودیم تا حالاو :)) ..

یادتونه ریدم به پیکسلا ؟ :دی

مثکه من کلا میرینم !! :-"

کاریکاتور منو یادتونه تو دکور کارسوق ؟ مبینا یادم نمیره چقدر فداکاری کردی و یه بسته آدامسو به خاطر ارتودنسی ـای من جوییدی ! :))

کافی شاپ ! اصلا یادم نمیره که مانتوی من سر رنگ کردن دکور کافی شاپ نارنجی شد .. :-دبلیو

هنوز باور نمیکنم کافی شاپمون امتیاز کامل گرف .. :-""

کلیپ تبلیغاتی .. =)))))

تنها اسمایلی که میتونه توصیفش کنه =)))) ـه ! 

قیافه منو استتار باید میکرد یکی .. :-" خدایی ما هر چیمونم خوب بود کلیپ تبلیغاتیمون افتضاح بود .. =))

روز کارسوق .. من باید میرفتم تو جعبه ـهه ،که ATM مصنوعی نباشه .. بعد یه ذره دوست عزیزمون تو اندازه گیری جعبه اشتباه کرده بود گویا .. :-"

از کارسوق خیــــلی خاطره دارم .. ولی الآن اصن یادم نمیا .. :-"

روز اعلام نتایج .. ینی من "فقط" همونو کم داشتم که ریده بشه به بهارانه ـم که شد .. :| .. اون روز مزخرفترین روز سال دومم بود ینی !

تو نمازخونه بودیم .. کل 2.7 دستامونو محکم گرفته بودیم ! دس سحر از همه بیشتر میلرزید ... همه منتظر بودن ببینن برنده 2.7 میشه یا 2.3 ..

وقتی گف 2.3 .. ما وا رفتیم !

ولی دیگه بیاید راجبش حرف نزنیم ! :)

کنفرانس ارتباط فرازنگانی .. =))

بچه ها از قهر بودن من و ستاره سو استفاده کردن و نمایش مارو اجرا کردن .. :-الـ

یادتونه ادای منو در آوردین بعد من هندزفری تو گوشم بود حالیم نشد ؟ =))

هـــــعی ..

"سلام خانوم امیر جاملویی " ـا رو یادتونه ؟ :دی

خب یادتون نره :دی

ورزش ..

والیبال به سبک ۲.۷ رو یادتونه ؟ بهترین والیبالی که تا حالا بازی کردم والیبال به سبک ۲.۷ ـه ! :)

کل بسکتیا و والیبالیا میریختن تو زمین ، اول سر توپ دعوا میکردیم ، یعد خز بازی در میاوردیم ( اینا مراسم تشریفاتیشه :دی ) بعد عین خر بازی میکردیم ... :-""

یادتونه یه بار توپ والیو پرت کردم نزدیک بود بخوره به سر شیرزادی ؟ :دی

نسیسا .. ! دیگه دوستان بحث این یکی ُ باز نمیکنم :دی

حساب .. ! :دی

سحر .. یادته یه بار با هم افتادیم امتحان گروهیو ؟ :دی 

ریدیم اون امتحانو :دی

بچه ها یادتونه یه بار رحمانیان بهمون وقت کارسوق داد ؟ چــقدر ذوق کردیم اون موقع .. ! :)

یادتونه رحمانیان روز معلم بهمون بستنی داد ؟ :دی

جغرافی ..

چقدر زور زدیم نتایجو از زیر زبون سهرابی بکشیم بیرون ..

پگاه ! ثمین ! یادتونه یه بار سهرابی داشت لیستو میخوند ، بعد گف پگاه ، ( در این لحظه پگاه به دلش بد افتاد!) بعد گف ثمین ، جفتشون مردن اون لحظه ! مجبورشون کرد با هم کنفرانس بدن :دی

سهرابی ـم مجبورشون کرد هندونه بیارن :دی

آشتی کنون از این بی مزه تر ؟:دی

ادبیات !

ای وای .. هر وقت یاد کنفرانس شاهناممون میفتم =)) میشم !

یه چیزی بود توش .. بعد من داشتم میخوندم :-"

نوشته بود : ک.و.س

من یه چیز دیگه خونــدم ! =))

مژده یادته اولین کنفرانس ما بودیم ؟ :دی

فعالترین فرد شاهنامه من بودم با 3 تا کنفرانس :دی الآن خاستم بگم فعالم :دی

یه بار مولایی داشت هم خانواده های یه کلمه ایو میگف ، بعد همیشه خود کلمه هه ـم میگف ، من گفتم :

سوال فنی ! خانوم مگه خود کلمه ـم هم خانواده خودشه ؟

واقعا نمیدونم چرا پرسیدما ! ولی کلاس ترکید :دی

از اون به بعد مضحکه (املا؟!) شدم سر این موضوع :دی

شب شعــر .. فوق العاده ترین خاطره کلاس ادبیات بود .. : )

مولایی گفتش که بهترین شب شعر ـه بین کلاسا .. : )

دوستان اگه کسی عکسی از شب شعر داره میل کنه که بذارم .. : )

انشا ..

کل هفته ـرو همیشه واسه این زنگ صبر میکردیم ..

خانوم پاکزاد ! :×××××××××××××

یادتونه واسش تولد گرفتیم ؟!

یادتونه ؟! چقــدر خوش گذش ..

 untitled2.png

انشای دیوار صبارو یادتونه ؟ یادتونه حتی اونایی ـم که تو این کارا نبودن زار زدن ؟

انشای شال گردنو یادتونه !؟

یادتونه هممون میومدیم میشستیم پایین تخته ؟8->

انقــدر از این زنگ خاطره داریم که نوشتنش کلی وقت میخاد ..

 

بچه ها ... یادتونه والیبال قهرمان شدیم ؟:دی

یادتونه با کل ۲.۷ ریختیم وسط زمین بسکت ؟:دی

بچه های والیبال .. شما رو که عمرا فراموش کنم !

نسیم .. یادته شال ابی ـرو ؟:دی

یادته چقدر سر منطقه ها حرصت دادم ؟

بچه ها عکسای یادگاری روی داربستو یادتونه ؟!

بازی گوش کردنا .. دست سوت جیغ بیا ها .. رادیو ! غیرتی شدنا .. بو قایم :)) ..

گیلدا - پوریا

من - کلشون!

نسیم-کلشون!

مهشید-بو قایم :دی

هانیه - معروف !

تینا - معروف-غفور !

ستی - نادی!

دیگه یادم نمیا :دی

بچه ها تست حجاب رو یادتون نره .. :دی

یادتون نره با هم دور قهرمانی میزدیم .. :دی

هیچکدومو یادتون نره ها .. خب؟!
یادتون نره مراسم سنتی کندن تور والی  رو !:))

+ تولد من ! ۲۶ مهر امسال .. روزی بود که خسروی صبش اومد سر صف گف سوما تدارکات نمیشن !

یادتونه ؟

فرزانه اینا ! مــرسی :)* تولدم خوب بود ! تو دستشویی ـم یه مدلشه :دی

+ حلقه ها .. حلقه های امسال عـــــالی بود .. : ایکـــس

+ آفتاب .. قهوه خونه ! یاسمن .. خیلی اذیتت کردم :(

چقــدر خوش گذشتا .. من و شوهرم تنها دومای تدارکات بودیم .. ما بهترین زوج دنیاییم :>>>

حلقه افتتاحیه .. :ایکــس

کیمیا .. من همچنان سفارش تورو نگرفتم :دی

رعنا .. آب نبات چوبی :-ایکــــــس

محدثه یادته چقـدر اومدم وسط لوگو نشستم ؟ :-""

والیبال بازی کردنای قاچاقی ُ یادتونه ؟:دی

+ ۲۱ فروردین ۹۱ .. ۸->>>


+ این تیکه مربوط به ۲.۷ ایاس .. میتونین نخونین !

موژان : مهربون ترین فرد کلاس ! :) - اسمشو که میگم یاد گچ بازیاش میفتم ! :)

شیـدا : ساکت ترین فرد :) تو این ۲ سال تا حالا صداشو نشنیدم ! :)

ماندانا : یاد نمره های 20 عربیش میفتم :-"

پردیس : پدر ریس :-" ، علامه دهل ! (املا؟!) :))

سحـر : استعداد خاصی تو نقاشی و درست کردن پیکسل داره ، عشق لئو مسی ! سحر آندرس مسی ! :دی

درسـا : با اون عشق 26 ساله مخفیش :))

ثمـین : کنگ فو کار ثمین :-" ، خیلی انسان منظمیه !

صـبا : انشاهاش فوق العادس ، خیلی شبیه بازیگرا زندگی میکنه  !

آیناز : یکی از مدیر عاملای کارسوق :-" ، فردی که شیرزادی ازش متنفره :-" و ارادت خاصی بهش داره ! ، زور کلاس :دی

مهتاب : ملکه زیبایی ! هی به موهاش ور میره ! :دی

سارا (ص) : همش اس میده سر کلاس ! :دی

آوین : شخصیت بچگانه و قشنگی داره :دی

کیمیا : خیلی نقاشی میکشه ! میبینمش یاد ماژیک میفتم ! :دی

هدیـه : همستر :دی ، خیلی درس خونه کلا :دی

شیـرین : فرد مورد علاقه یونسی .. :دی

اسمـا : مدیر عمل کارسوق :× ، یک قرد بسیار مهربون ، زن کاکا  ! :دی

سارا ( م) : یاد شونه کردنش میفتم :)) ، یاد اینکه همیشه میگف من "باید" سومین نفر برسم سر کلاس ! :دی

پـگاه : عاشق جنیفر  ! دختر من :××× ، بغل دستی ـم :دی ، یک فرد بسیار آینده نگر : ))) ، مهربون !

خودم : اینو خودتون پر کنین برام !

کیانا : دختر اراکی :-" ، عاشق شهریاریه ! ، موهاشم اصن شونه نمیزنه ! ، اعتقادات خودشو داره :دی

آیسان : شعر ترکیاش عـــالیه ! :)) ، قد بلندترین فرد کلاس :دی

نگیــن : ساس :دی 

مژده : یه زمانی بغل دستی ـم بود ! ، ملکه زیبایی ! سرش تو اینه ـس خیلی :-"

فاطمه : خیلی فرد ساکتیه ! :دی ، مهربون !

نستــرن : خرخون .. خرخون .. و باز هم خرخون !8-||

شمیــم : کوتاه ترین فرد کلاس :دی ، یاد بی تربیت گفتناش میفتم !

زهـرا : مدیر تدارکات کارسوق :دی ، یه فرد پرسپولیسی غیرتی !

مبیـنا : خرخون ، خرخون  و باز هم خوخون !

صبا ( بخشی !) : نمـره ، نمــره و باز هم نمــره ! :دی

پریــا : پدر پریا :)) ، خرماهاش .. عزیزم .. رف انگلیس ! 6 ماهه ندیدیمش :(


.. مــمم .. روزای بارونیو برفیو یادتونه ملّت ؟!

من بدون کاپشن میومدم تو حیاط و با هم میپریدیم تو چاله های آب :-"

والیبال تو هوای برفیو یادتونه ؟! 8->>>

بچه ها یادتونه بعد از اردوی کارسوق صبح روز بعدش sleePng parT داشتیم ؟!
و آقابزرگی با لگد بیدارمون کرد ؟ :-""

فوتبال به سبک 2.7 ُ یادتونه ؟:)):×××

یادتونه صدای بلند منو ؟ :دیی

-سلام خانوم شیـرزادی ! :))

دومیــنو رو یادتونه ؟

سارا(ص) ! یادته ما پیتزا میخوردیم بعد ایناز و پگاه موهاشونو میکندن ؟

دوستان چشمک بازی کردنارو یادتونه ؟

:)

پگاه .. بالا سایتو یادته ؟! 8->>

ریحانه .. یادته یه بار گوشیمو گرفتن بعد منو تو و نگار از میادین محو شدیم ؟:-"

ریحانه ـم :*******

یادتونه بچه ها یه بار تو انباری قایم شدیم بعد موش بالا سرمون بود ؟ :-":-"

یادتونه چقدر دعا کردیم شیرزادی حامله شه بره ؟:-"

والیباال گوسفندی ُ یادته ریحون ؟:-"

یادته پگاه ؟ یه بار شجاعیو واسه کارای تبلیغات جیم زدیم بعد اومدیم با 2.3 ایا والیبال بازی کردیم بعد اسما خفتمون کرد ؟ :))

پگاه یادته یه بار قرص خورده بودی بعد زدم تو ذوقت کلی ؟ :دی

خوب دوستان ! من دیگه از این بعد هر چی یادم اومد دوباره ویرایش میکنم :دی

چون دیدم مثکه این پست تموم نمیشه :دی

+ مــامــان .. زهــرا >:دی< تورم فراموش نمیکنم ! :)

+ویرایش از یاد آوری ها :دی

یادته پگاه سر ادبیات برگه معنی کلمه تورو از زیر برگه من کشیدن بیرون ؟=))

ماندانا .. یادته میگفتیم زن دایی بت چقدر حرص میخوردی ؟=))

یادتونه پیجر که ربوده شده بود ما رحمانیان داشتیم بعد موقع گشتن کیفا گوشیارو ریختیم تو کیفش ؟:دی

بچه ها یادتونه شیرزادی داشت میگف که مشکی گرما رو جذب میکنه بعد من گفتم واسه همینه که ملّت مشکی میپوشن و محرمم تو زمشتونه ؟ =))






 

 

 


 

اوج گرفتن پانزدهمی ها ...

"دومی"ـیت پانزدهمی ها هم به پایان رسید ...

همانند تمام آغازهایی که به طور دردناک "پایان" شدند ..

حالا وقت آن است که پانزدهمی ها اوج بگیرند و برای یک سال دیگر از این مدرسه محافظت کنند .. : )

× تابستون نیز خوبی ـایی دارد .. :ایکــس

× یک آپ طولانی از کل خاطرات سال دوم در راه ـه که دو سومش ُ نوشتم فعلا : ) ..

× اگه کسی عکس خوب داره واسه این پست بده .. : )

فلسفه .. !؟

اقلیدس .. خودت هم در فلسفه ی سگی ای که بافتی ماندی ... : |

     " .. خط راست انتها ندارد .. "

انتها ؟! بعید می دانم ... حالا که "من " و "او" به پایان خودمان رسیده ایم فلسفه ی سگی تو می خواهد جوابمان را بدهد ؟! :|

میشنوی ؟ صدای خنده ی عصبی کسی می آید ..

اقلیدس ! نه تنها فلسفه های تو بلکه فلسفه های کل دنیا نیاز به دست کاری دارند ..

میگویند " ... زمین جاذبه دارد .." اصلاح میکنم : " .. زمین دافعه دارد .. "

میگویند : " .. بخند تا دنیا به روت بخنده .. " اصلاح میکنم : " گریه کن تا دنیا به روت بخنده .. "

میگویند " .. مرگ پایان همه چیز است .. " اصلاح میکنم : " مرگ شروع همه چیز است .. "

میگویند : " .. قدر آدم ها رو بدون تا قدرتو بدونن .. " اصلاح میکنم : " به آدم ها محل سگ نذار تا قدرتو بدونن .. "

میگویند : " با احساسات کسی بازی نکن .. " اصلاح میکنم : " بازی کن تا به بازی گرفته نشی .. "

میگویند " .. همه چیز رو به من بگو .. درکت میکنم .. " اصلاح میکنم : " هیچ چیز را به من نگو .. من هیچ کس را درک نمیکنم .. "

میگویند : " ... دوست بهترینه .. " اصلاح میکنم : " دوست نامردترینه .. "

میگویند " .. تحمل کن تا نتیجه ی خوبشو ببینی .. " اصلاح میکنم : " .. خودتو خالی کن تا برات عقده نشه .. "

... ( سه نقطه )

اقلیدس ! باز هم بگویم با کافی است !؟ :|

الآن فهمیدی " خط راست انتها دارد " با " خط راست انتها دارد " فرقش فقط در "ن" نیست !؟

فرقش احساسات آدمیان است ..

البته اگر فلسفه ی مزخرف دیگری راجب آدمیان نداری .. =))

حالا به جرات فلسفه ات را تکذیب میکنم و با تمام وجود گریه میکنم ..

چرا اشتباهاتی میکنی که یک آدم را بشکند ؟

فلسفه ی تو غلط تزین فلسفه ی جهان است ..

هیچ میدانی سر یک واژه "ن" با دل چند نفر بازی شد ؟

 ... بس است دیگر ... تف به همه ی فبسفه ها ...

نا تمام .. توسط mL!ka در یکی از روز های مزخرف دنیا ..

( پی نوشت : اقلیدس ! از دید فلسفی "خودت" به ناتمام پایین نوشته ام نگاه نکن .. این ناتمام اصل فلسفه ی من است .. چیزی که تو نمیدانی .. "نا تمام .. " )

+ پایان خیلی دردناک بود .. :|

+ این متنو دیشب وقتی نوشتم :(( بودم .. واس همین خیلی معنی داره ..

+ پایان از آغاز هم بی سر و ته تر بود .. :|

+ بیا دیگر به هم فکر هم نکنیم .. هوم !؟

نا تمام .. 



ادامه نوشته

دنیا دور یه نقطه میچرخه .. ولی اون تو نیستی ! :)

 × و خدایی که در این نزدیکیست .. : ) 

× اسمشو پز یا هر چی دوس دارین بذارین .. ولی .. من جدی عاشق اکیپمونم .. اکیپ جدیدمون که از بس سر انتخاب اسم براش به نتیچه ای واحد (!) نرسیدیم ، "گمنام" نامیـده شد ! :) 

" من - سنا - روشنک - هلیا (م) - پگاه " 

خیلی فاز میـده وقتی بغض کردی ُ دلت میخوا بری بمیری ، یهو سنا بیاد یپره بغلت بگه :

- خشتک! :) خوب باشا ! :** 

( پیوست : شعر معروف خشتک سنا )

خیلی خوبه وقتی نشستی یه جا تظاهر میکنی که درس میخونی ، هلیا(م) بیاد بگه :

- زندگی پرواز در اقیانوس هاست .. 

و بدونی که چقدر این بشر تورو میفهمه ! :)

خیلی خوبه وقتی تو خونه نشستی ُ سعی میکنی خودتو آروم کنی یهو با صدای زنگ تلفن بهخودت بیای بعد ببینی روشنک زنگ زده ببینه تو خوبی یا نه ! :)

خیلی خوبه وقتی میخوای خودتو تحلیه کنی ، به اتفاق ریحانه به جام پرتاب گوسیفند و والیبال گوسفندی روی بیاری ! :)

× امم .. دارم تمام سعیمو میکنم که ازت دور شم .. پیدا نشو .. :)

× منم این چن روز خیـلی ظاهر خوبی ندارم و خوبم نیسَم .. نمیخام این چن روز سال دوممو واس تو خراب کنم .. چون میدونـم این روزا دیگه تکرار نمیشن .. تویی که مدام جلوم تکرار میشی و لهم میکنی .. :|

× ساعت ها ُ دقیقه ها ُ ثانیه ها داره میگذره .. فقط تویی که نمیگذری .. :|

× یاس میگه : " ولی من قاتل مرگم .. چشامو یه مشت خاطره تر کرد .. ولی هنوز منم عامل حرکـت ! " ..

خیلی دوس دارم این جمله ـشو .. کلن آهنگ جدیدش فوق العادس .. :)

× این روزا اصن حس نوشتن ندارم ، حس هیچی ـو ندارم کلن . فقط هندزفری ُ میذارم تو گوشمو اون آهنگ ُ گوش میدم ُ فک میکنم . به اون موضوع لعنتی .. به این که چه جوری خوردم کردی ( ـین ) .. :|

× گاهی از احساست مطمئن نیسی .. مطمئن نیسی درسته یا نه .. و با این حساب میری گند میزنی به همه چی .. بغضت ُ یه سری چیزا دیوانت میکنه .. مثل سابق نمیتونی همه چیو درس ببینی و بشون درس فک کنی ... ناشیانه تصمیم میگیری ُ تا آخر عمرت پشیمون باقی میمونی .. :|

× اگر این چن روز به خاطر رفتارای بدم ازم ناراحت شدین ، ببخشید .. اصن نمیفهمم چه کار میکنم .. در ظاهر البته .. ( به پاراگراف بالا مراجعه شود . )

× حماقت همانند چاهی است که عمـــــــــــــــــــــــــــــــــق ندارد ... [کپی]

× بازم یه نوشته ی ناتمام .. شاید صرفا دلم میخواس بیام اینجا ُ بنویسم .. چرت ُ پرت بگم ..

× وب اکیپمون افتتاح شد . : )

نا تمام .. توسط mL!ka : )  نوشته شده در یکی از دوشنبه های مزخرف دنیا . : )

× بعدن نوشت :

آهنگ پیشنهادی مامان بزرگ واسه این پست :


My life is a circle
No beginning and no end
It's always repeating
A trail I defend to the time

A misunderstanding
That can't be erased like a file
I've got all I wanted
But still I'm not satisfied

How far will I go to and search my respect and my pride
How long will I lie to myself about the privilege of my life
That turns around
'Till I die
And take the dark
With me

Why am I sad
?Why am I sad when I have more that I ever had

خیلی خوبه :×××

و دقایقی دیگـر تا پایـان ..

و مـن با یک خداحافظی همه چیـز را تمام میکنـم .. : )

سخـت است ولی اگر انجام نشود داغون میشـوم .. : )

× ...

چرا پایان نمی آیــد !؟ منتظر اشک های من است آیا ؟! :|

× هیچ چیز مثل اول ـش نمیشود .. تاسف نخور ! .. وقتی پایان برسد دیگر اولی هم وجود نخواهد داشت که برایش تاسف بخوری ! .. فقط اشک ها و غم های مـن است که آن هم با یک لبخند پوشانده میشود ! .. { مخاطب خاص } 

× رمزو قرار نیس کسی داشته باشه .. صرفا خود تخلیه گریِ ! : )

ادامه نوشته

میدونی اگه بمیـری منم میمیرم ؟ :|

پس کاری نکن ... لطفا :| ..

+ بعدا نوشت :

یکی از لذت ها و سختی ـای دنیا اینه که آهنگ Someone Like U ـرو واسه بار 1 میلیاردم گوش بدی ُ بفهمی هنوزم باش همدردی .. خیــلی سخته ! سخته بفهمی داری باش گریه میکنی .. سخته بدونی که این آهنگ چقــدر راسته .. :|

پگاه .. اگه تو نبودی من چیکار میکردم ؟ :) :***

دوســِت دارم .. : )