بیخیال بشی ، بیخیال بیخیال ... طوری که گذر ثانبه ها برات مثه یه فرن بشه .... خوبه که بعضی وقتا چشاتو ببندی و به سکوت گوش بدی ... گوش بدی و گوش بدی ... خودتو رها کنی و آزاد بشی ... و افکارت که مدت ها بهشون اهمیت ندادی و فکر نکردی فکر کنی ... اما...
حیف که انقدر ثانیه ها و ساعتا زود میگذردن که تا چشم به هم بزنی فردا شده ... بعدشم که به خودت میای میبینی یه ماه گذشت ... و این روند هم چنان ادامه دارد .. !
واسه همینه که الان مدت هاست به خودت و افکارت ، به حقیقت و ... فکر نکردی .....
خوبه که بعضی وقتا چشاتو ببندی ولی نه تا همیشه ! بالاخره باید به این وضع عادت کنی . تو نمیتونی خودتو گول بزنی که از واقعیت فرار کنی ... پس چشاتو باز کن ! نمیگم دیگه چشاتو نبند و بیخیال شو ! فقط میگم اگه این کارو میکنی تا ابد ادامش نده ... همین ...