Memories Wall

دو دو نه. تاریکه یه وقتایی م.

زندگی مثه یه اتاق پرنور می مونه. اگر چشماتو باز ِ باز کنی کور میشی. اگرم چشماتو ببندی تو تاریکی آت میخوری زمین. حالا این وسط یه سری آدم وجود دارن که بلدن در همه ی شرایط نورو تنظیم کنن و امیدوار باشن. اینا آدمای شاخین. باور کنید. امیدوار بودن شاخ ترین کار ِ روی زمین ه.

+ ایتس آل اباوت رضایت لعنتی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/08/07ساعت 20:11  توسط MelO .  | 

دو دو هشت. The Other Side of The Paper

همیشه فک میکردم به خاطر فهمیدن م اذیت میشم.


برچسب‌ها: Damn It
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/04/15ساعت 18:8  توسط MelO .  | 

دو دو هفت. In The Middle of Hating Stability of Extrems

همیشه طرفدار زندگی های خیلی خیلی پرفراز و نشیب بوده ام. من از نرمال بودن ، من از متوسط بودن ، من از آرامش متنفرم. هیچ وقت از آن ایده آلیست هایی نبوده ام که همه جا را به دنبال آرامش جستجو کنم. احمق ترینم ، خودم را در طغیان می اندازم.

اما میدانی مشکل کجا آغاز میشود؟ جایی که یک سر طیف برایت بشود Routine.

اینکه همان طغیان ؛ خودش را ساکن کند. بدون بالا یا پایین رفتن. فقط بایستد و به طور ثابت فشار بدهد.

الآن کجام؟ In the middle of hating stability of extreme.

همیشه آرزو میکردم از آن هایی باشم که راحت در میرود. راحت از رو به رو شدن سر باز میزند. اما من احمق ترینم. من خودم را طغیان وار مجبور به رویارویی میکنم.

+ The most disgusting thing in the world? Hating the thigs u love the most , unreasonably.

پیوست : کلمات بلد شده ؛ کلمات خارج از چارچوب اند. :)


برچسب‌ها: طغیان هایم
+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/04/10ساعت 17:20  توسط MelO .  | 

مطالب قدیمی‌تر